جگوار XK120 امروز یکی از ماندگارترین نامها در تاریخ خودروسازی جهان است، اما تولد آن نه با هدف تولید یک خودروی اسطورهای، بلکه صرفاً برای نمایش یک موتور جدید رقم خورد. در سالهای پایانی جنگ جهانی دوم، شرکت جگوار مشغول توسعهی موتور ششسیلندر خطی تازهای با دو میلسوپاپ بالاسری بود؛ پیشرانهای پیشرفته که قرار بود آیندهی این برند را رقم بزند. ویلیام لیونز، بنیانگذار جگوار، بهخوبی میدانست که پس از پایان جنگ، صنعت خودرو دوباره جان خواهد گرفت. موتور جدید زودتر از آنکه خودروی مناسبی برایش آماده شود، تکمیل شد و جگوار ناچار بود راهی برای معرفی آن بیابد. در آن مقطع، تولید شرکت عمدتاً به مدل Mark V محدود میشد که از موتورهای کمفناوریتر تأمینشده توسط شرکت Standard استفاده میکرد.
نمایشگاه خودروی Earls Court لندن در سال ۱۹۴۸ نخستین رویداد بزرگ خودرویی بریتانیا پس از جنگ بود و فرصتی حیاتی برای جگوار بهشمار میرفت. لیونز قصد نداشت موتور جدید را تنها روی یک پایهی نمایشی به نمایش بگذارد. با وجود آنکه جگوار تجربهی گستردهای در تولید خودروهای اسپرت نداشت، او به این جمعبندی رسید که یک خودروی اسپرت خوشچهره میتواند بهترین ویترین برای این پیشرانه باشد. نتیجه، طراحی بدنهای کاملاً تازه، الهامگرفته از SS100 پیش از جنگ اما با خطوطی نرمتر، مدرنتر و کاملاً متمایز بود؛ طرحی که بهروشنی هویت جدید جگوار را ترسیم میکرد.
شگفتآور آنکه خودروی نمایشی XK120 تنها در چند ماه ساخته شد. لیونز شخصاً طراحی را انجام داد و با نظارت مستقیم بر کار فرد گاردنر، بدنهساز جگوار، نمونهی اولیه شکل گرفت. برای سرعتبخشیدن به ساخت، پنلهای بدنه از آلومینیوم ساخته شدند؛ فلزی که امکان شکلدهی دستی سریع را بدون نیاز به قالبهای گرانقیمت فراهم میکرد. این بدنه بر روی شاسی اصلاحشدهی Mark V نصب شد. نام XK120 نیز از کد موتور «XK» و سرعت پیشبینیشدهی ۱۲۰ مایل بر ساعت گرفته شده بود؛ عددی جاهطلبانه که هنوز بهصورت رسمی آزمایش نشده بود.
استقبال از این خودرو در نمایشگاه فراتر از همهی پیشبینیها بود. توجه گستردهی رسانهها و واکنش خیرهکنندهی بازدیدکنندگان باعث شد لیونز تصمیم بگیرد XK120 را وارد تولید کند، هرچند در ابتدا تصور میشد تنها چند صد دستگاه از آن ساخته شود. برای کاهش هزینهها، جگوار پنلهای بدنه را از شرکت J.H. Cooke & Sons تهیه کرد و بهدلیل عدم توجیه اقتصادی قالبسازی فولادی، تولید اولیه را با بدنهی آلومینیومی ادامه داد. در نهایت فقط ۲۴۰ دستگاه XK120 با این بدنه ساخته شد؛ خودروهایی که امروزه نایابترین و ارزشمندترین نمونههای این مدل محسوب میشوند.
از نظر فنی، XK120 ترکیبی از مهندسی پیشرفته و راهکارهای آزمودهشده بود. موتور ششسیلندر ۳٫۴ لیتری با سرسیلندر آلومینیومی و دو میلسوپاپ بالاسری، ۱۶۰ اسببخار قدرت و 264 نیوتن متر گشتاور تولید میکرد. نیروی موتور از طریق گیربکس دستی چهارسرعتهی Moss به چرخهای عقب منتقل میشد. سیستم تعلیق جلو مستقل با میلههای پیچشی و تعلیق عقب محور صلب با فنرهای تخت بود. ترمزهای کاسهای در هر چهار چرخ و رینگهای ۱۶ اینچی، تکمیلکنندهی مجموعهی فنی خودرو بودند. XK120 در نسخههای مختلف روباز و کوپه با سقف ثابت عرضه شد و بهسرعت توجه بازارهای بینالمللی، بهویژه آمریکا، را به خود جلب کرد.
با افزایش تقاضا، جگوار خیلی زود از تولید محدود عبور کرد و نسخههای فولادی XK120 را روانهی بازار نمود، اما همان ۲۴۰ نمونهی آلومینیومی جایگاهی ویژه در تاریخ برند یافتند. خودروی مورد بحث با شماره شاسی 670005 حتی در میان این گروه نیز استثنایی است. این خودرو نخستین XK120 واردشده به ایالات متحده توسط مکس هافمن بود و از نظر تاریخی، یکی از نخستین نمونههای واقعی تولیدی به شمار میآید؛ پنجمین XK با فرمان چپ، هفتمین بدنهی XK و یازدهمین موتور تولیدشده از این سری.
در زمان آزمایش رانندگی، هوای بارانی فلوریدا چندان مساعد نبود، اما مالکان خودرو، تام و الیزا رایت، نگرانی خاصی نداشتند. آنها معتقد بودند روح XK120 برای رانندگی ساخته شده، نه برای ماندن در گاراژ. صدای روشنشدن موتور XK، آرامش دور آرام و غرش نرم آن در دورهای بالاتر، تجربهای کلاسیک و دلنشین ایجاد میکند. گیربکس Moss، با وجود نداشتن همزمانساز در دندهی یک، با کمی دقت رفتاری روان دارد. فرمان بزرگ و نسبتاً سنگین، حسی دقیق و زنده منتقل میکند و ترمزها، اگرچه مدرن نیستند، در رانندگی جادهای کاملاً قابل اعتمادند.
وزن کمتر بدنهی آلومینیومی نسبت به نسخههای فولادی باعث میشود خودرو سریعتر جان بگیرد و شتابگیری مطلوبی داشته باشد. سواری نرم، پایدار و قابل پیشبینی است و حتی روی جادهی خیس نیز XK120 رفتار مطمئنی از خود نشان میدهد. این خودرو، با وجود سن بالا، همچنان یک خودروی واقعی برای رانندگی است.
تام و الیزا رایت از سال ۱۹۸۵ مالک این XK120 هستند. آنها خودرو را در وضعیتی فرسوده ولی کامل خریدند؛ موتوری گیرپاژکرده و رنگی نامناسب داشت، اما پایهی سالم و اصیل آن حفظ شده بود. بازسازی که ابتدا قرار بود محدود باشد، به پروژهای کامل تبدیل شد. بیشتر کارها توسط تام و پسرش انجام شد و برای بخشهای تخصصی از کمک J.K. Restorations بهره گرفتند. هدف آنها حفظ اصالت تاریخی خودرو و در عین حال، قابل استفادهبودن آن بود.
خودرو با قطعات اصلی یا همدوره بازسازی گردید. رنگ بدنه مطابق رنگ کارخانهای Blue Sheen مزین شد و فضای داخلی با ترکیب رنگهای اصیل و سقف پارچهای سرمهای بازسازی شد. نتیجه، خودرویی است که هم در مسابقات معتبر برنده میشود و هم بدون تردید میتوان با آن سفرهای طولانی رفت. این XK120 در رویدادهای مختلف، از جمله تور شصتمین سالگرد XK در انگلستان، حضور داشته و بارها تواناییهای خود را بهعنوان یک خودروی رانندهمحور نشان داده است.
جگوار XK120 آغازگر زنجیرهای از شاهکارهای این برند بود؛ از مدلهای پیروز لمانز گرفته تا E-Type افسانهای. این خودرو مسیر آیندهی جگوار را تعریف کرد و هنوز هم، در نمونهای سالم و اصیل، رانندگیای ارائه میدهد که سرشار از لذت، شخصیت و تاریخ است. بدون تردید، تصمیم ویلیام لیونز برای تبدیل یک خودروی نمایشی به محصولی واقعی، یکی از سرنوشتسازترین انتخابهای تاریخ جگوار بود.

نظر شما چیست؟